
آقای میرزا قدیمی ، همروستایی عزیز شعری به ( کوپال ) فرستادند
که تقدیم می گردد
سایه سر
هر جا که ( هژبر ) 1 است ، به سر ، سایه سری هست
هر جا که ( سهند ) ی ست 2 ، در آنجا ( حسن ) ی هست 3
هر جا سخن از حبّ ( حبیب ) 4 ، عشق و صفا بود
دانشکده ی علم و ادب ، گوهر ناب و ( رجب ) ی 5 هست
وقتی کـــــه ز تـــــــــو یار و مددکار بجوینـــــد
فی الفور بیان دار که ( نظمی ) 6 به میان هست
تـــــا پشت و پنــــــاه همگی حضرت حقّ است
از نیش حسودان نهراسیم که ما را سپری هست
تا باد، هژبر سخنم باد ؛( دانشکده ) 7 باد و همه یاران مصمّم
( میرزا ) 8 هم اگر هست ، به شوق همگی هست
میرزا قدیمی
20 مهر 1398 خورشیدی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ــ هژبر پاکزاد
2 ــ حشمت بهاری
3 ــ حسن شفقتی
4 ــ حبیب اشکانی
5 ــ رجبعلی فریدونی
6 ــ جواد نظمی
7 ــ دانشکده ی کوپال
8 ــ میرزا قدیمی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم آبان ۱۳۹۸ توسط هژبر پاکزاد

