کوپال
 

تعداد بازدیدکنندگان آنلاین: 0

از یک روانشناس بعید است

باسلام خدمت جناب موسایی عزیز

اینکه جنابعالی کارشناسی ارشد روانشناسی دارید جای خوشحالی است ولی نوشتار جنابعالی با این درجه ازعلمتان تناسب ندارد . شاعر با زحمت و تمرکز فراوان قطعه شعری را در رابطه با غرورملی سروده است که امروزه نیاز هرجامعه است و جنابعالی با الفاظ ترسو و لجباز و سیر درقدرت پوشالی شصت سال پیش شاعر راخطاب کرده اید که از یک روانشناس بعید است . به هرحال امیدوارم از حضور جنابعالی در« کوپال » و نقطه نظراتتان استفاده بکنیم .

علی فریدونی

31 تیر 1402 خورشیدی


نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

وفادارترین مرد روزگار


سلام و درود به شما استاد بزرگوار و تمامی دانشجویان دانشکده ی کوپال
یاد انسانهای شایسته ، رسم دیرین ایرانیان است . شجاعت و وفاداری عباس «ع » ، برادر کوچک امام حسین «سلام الله علیه » زبانزد جهانیان است ،. وقتی در میدان جنگ آنهم جنگ نابرابر، از طرف دشمن امان نامه به عباس میفرستند ایشان قبول نمیکند تا وفادارترین مرد روزگار باشد .
انتخاب راه انسانهای شایسته رسیدن به مقصد را آسانتر خواهد کرد .
درود فراوان بر غفارخان و مادر والاگوهرتان باد که فرزندان شایسته ای به جامعه تحویل داده اند . یادشان گرامی و نامشان جاویدان باد .

علی صحبت کرمی

31 تیر 1402 خورشیدی


نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

روس و چین !

امیر عبدالّاهیان ، وزیر خارجه :

......... « اجازه نمی دهیم روس و چین تصوّر کنند تنها انتخاب

ما هستند » .


نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

چنارلق

نمایش غرور ملّی

باسلام و احترام خدمت جناب پاکزاد ، شاعر خوش قریحه ایران

......... این شعر نیــــــــــز ( گوش به زنگ ) مانند شعر غرور ، غرورانگیز است و درعین فصاحت و شیوایی ، مفاهیم ارزشمندی دارد که در مورد آن سخن هــــــا گفته شده و کتاب هـــــای بسیاری نوشته شده که جنابعالی با هنرمندی تمام آنها را درهمین چند بیت به سادگی بیان کرده ایــــــد . وجود نیرنگ و دسیسه و بدعهدی و توطئه جنگ در اطراف کشورمــــــان ، لزوم همبستگی و هشیاری و گوش بزنگ بــــــودن را و معرفی ایران قدرتمند را و در نهایت نمایش غرور ملی را در این چنــــــــد بیت بیان کرده اید . چقدر خوب بود هنرمندانی پیدا می شدند این شعر را در قالب موسیقی حماسی اجرا می کـــردند .

درود بر شما . موفق و سلامت باشید .

علی فریدونی

30 تیر 1402 خورشیدی


نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

یا قمر بنی هاشم ع !


نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

گوش به زنگ

1 دشمن همه جا در پی جنگ است

........................................ کانون ریاورزی و رنگ است

2 این کوسه ی دریای خروشان

................................... غافل بود ایران چو نهنگ است

3 ایـــرانی دلبسته ی ایـــران !

............................. این شیشه بدان در بَرِ سنگ است

4 بــــر سنگر آماده ی این مرز

............................... در دست سلحشور ، تفنگ است

5 در بیشه چو شیر است وطن دوست

.................................... در سینه ی البرز ، پلنگ است

6 مــــا اهل صفای ملکوتـــی

.............................. دشمن همه بدعهدی و ننگ است

7 سربــــاز فـــــداکار دلاور

............................... در سنگر خود گوش به زنگ است

8 ایـــــرانی آزاده ی تاریــــخ

................................. اهل دهل و شادی و چنگ است

9 دلداده ، هژبر است که با عشق

.................................... دیوانه ی ایـــران قشنگ است

هژبر پاکزاد

27 اسفند 1397 خورشیدی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* ــ از دیوان « سپهر سخن »


نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

غرور ملّی یک شاعر

باسلام بر شاعر گرانقدرمان جناب استاد پاکزاد عزیز

و درود بر دوستان و مخاطبان این محفل ارزشمند

و سلام و احتــــرام خدمت جناب آقای قدیمی و کــــــرمی کــــــه حق مطلب را در مورد استاد و شعر

زیبای « غرور » ادا کردند .

........... بنــــــده نیز از خواندن این شعر لذت بردم ؛ امـــا جناب «دوست» به جای توجه بــــه شعر و

مفهوم آن ، استاد را آدم ترسو و لجبـــاز می دانـــــد . کسی کـــــــه نظر این فرد را کــــــه بــــا عنوان

« دوست » در این محفل حضور دارد می بیند نمی توانــد نسبت بــــــه آن بی تفاوت باشد . بنــــده

خدمت ایشان عرض می کنم کـــــــه نسبت بــه این رفتار انتقاد دارم . جنابعالی اگــــر ترسو و لجباز

نیستید، بیاییــــد شجاعانه خود را معرفی کنید و دلایل خود را در مورد لجباز بــــودن و ترسو بـــــودن

جناب آقای هــژبر پاکـــــزاد بیــــان کنید تــــــا درمورد آن قضاوت شود . جنابعالی جرأت معرفی خود را

نداریـد و در مورد مطلب نوشته (شعر غرور) حرفی نداریــــد ؛ امــــا غرور ملی یک شاعـر را با تعابیــر

نامناسب مورد هجمه قــــــرار می دهیــــــد . شما اگـــــر آشنا هستید و بـا خود جناب هــــژبــر خان

مشکل داریـــــد ، حداقل حرمت افراد دیگر را کــــــه نظر خود را اعلام کــــــرده اند رعایت کنید و چقدر

خوب می شد کــه با سلام وارد این محفل ارزشمند می شدید . انتقاد هم حرمت می طلبد .

موفق باشید .

علی فریدونی

28 تیر 1402 خورشیدی


نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

ایوان مداین

تنهای تیسفون


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

ناصر ملک مطیعی

در فیلم

آراس خان


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

موزه ی کریستیانو رونالدو


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

از راست به چپ :

سونیل دات ، محبوب خان ، راج کمار ، راجندرا کمار و نرگس

بازیگران فیلم ماندگار مادر هند در کنار محبوب خان ، کارگردان

مادر هند


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

ازدواج دلیپ کمار و سارا بانو


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

هوش مصنوعی چهره ی حافظ را ترسیم کرد .

حافظ

شاعری که غزل را به آسمان برد


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

روزنامه ها

آرمان امروز :

ــــــــــــــــــــــــــ

حجّت الاسلام سیّد علی قاضی عسکر

تولیت آستان حضرت عبدالعظیم ع به برخی مدّاحان :

« چرا این همه دروغ را به اسم مصیبت مطرح می کنیم » ؟

آرمان ملّی :

ــــــــــــــــــــــــــ

حسن بهشتی پور :

ــ از موضع اخیر روسیه نباید به سادگی عبور کرد .

ــ روسیه به خنجر از پشت زدن به ایران عادت کرده است .

ــ مواضع اخیر روسیه برای خوش خدمتی به امارات است .

ابرار :

ـــــــــــــــــــــــــ

نه شرقی نه غربی یادمان نرود .

آذربایجان :

ــــــــــــــــــــــــ

38 میلیون ایرانی تحت تأثیر پدیده ی گرد و غبار

سرآمد :

ـــــــــــــــــــــــــ

360 پروژه ی گردشگری ساحلی و دریایی ایجاد می شود .

امروز :

ـــــــــــــــــــــــــ

سنگینی هزینه های دور زدن فیلترینگ روی دوش مردم

جمهوری اسلامی :

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

بیانیّه ی 69 دیپلمات ارشد ایران علیه موضع ضدّ ایرانی روسیه :

ــ روسیه همانند چین برای پیگیری اهداف منطقه ای و منافع خود ،

تمامیّت ارضی ایران را وجه المصالحه قرار داده و به منافع ملّی ایران

بی اعتنایی آشکار نموده است .

ــ هشدار نمایندگان مجلس بـــــه روسیه و کشورهـای حاشیه ی ــ

خلیج فارس : « در حفاظت از تمامیّت ارضی ایــــران با هیچ کشوری

شوخی نداریم » .

عصر توسعه :

ــــــــــــــــــــــــــــــ

حقوق باید متناسب با تورّم افزایش یابد .


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

گرفت دست مرا و به آسمان ها برد

باسلام و درود به حاضرین و خواننده های دانشکده کوپال
ضمن قدردانی از جناب کرمی نازنین و اعلام سپاس از زحمات استاد پاکزاد بخاطر تلاش بی وقفه برای روشنگری و آگاهی بخشی و دانش افزایی که وظیفه ذاتی و فلسفه وجودی دانشکده کوپال بوده و هست و انشالله تداوم خواهد داشت .



چقدر تجربه های جدید یادم داد
غزل، که این همه شعر سپید یادم داد

گرفت دست مرا و به آسمان ها برد
و مهربانی و عشق و امید یادم داد

چقدر حافظ و سعدی، چقدر مولانا
غزل چقدر نگاه جدید یادم داد

خدا گواه ...، من از عشق بی خبر بودم
سر کلاس غزل، بوسعید یادم داد

رموز حیرت و اسرار عشق بازی را
به یک اشاره شبی بایزید یادم داد

خلاصه اینکه من از شعر، بی خبر بودم
خدا که چشم تو را آفرید، یادم داد


جلیل صفربیگی

میرزا قدیمی

25 تیر 1402 خورشیدی


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

میهن دوست ترین شاعر ...

درود فراوان بر استاد گرانقدر
شعر غرور بسیار دلنشین و در نوع خودش جذاب است.
دوست داشتم از جنابعالی در یک جشن عظیم ملی تقدیر شود.چرا که شما میهن دوست ترین شاعر عصر حاضر هستید.
شعرا سرمایه های نهفته‌ای هستند که بعد از قرن ها همچنان نامشان در قلب انسان‌های آینده جا پیدا میکند چرا که آنها بذر مهربانی ،غیرت،شرافت،شجاعت،صبر و میهن دوستی را در دل سنگ‌ها ی عظیم می کارند و زمان زیادی طول میکشد آن سنگ ها تبدیل به خاک شوند تابذرهای امید جوانه زنند.
به نظرم در همه‌ی دوران این گونه بوده که صاحبان زور و زر و تزویر نگذاشته‌اند تا نخبگان ،شعرا،فیلسوفان و دانشمندان در دوران حیاتشان به آن چیزی که میخواهند برسند غافل از آنکه آنها ریشه هایشان را در دل عمیق ترین خاک رسانده‌اند.
وقتی دانشمندی قرن ها پیش نظریه‌ی چرخیدن زمین به دور خورشید را میدهد صاحبان قدرت از ترس شان سر آن را بالای دار میبرند.
من به وجود شما غیور مرد آذری افتخار میکنم.
شاد و سربلند باشید.

علی صحبت کرمی

25 تیر 1402 خورشیدی


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

جهان در آستانه ی انقلاب دیجیتالی

ایران به فکر فیلترینگ


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

هوش مصنوعی چهره ی خیّام را ترسیم کرد .

خیّام بر بلندای رباعی


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

غرور

1 می رسد هر ظفر ز دولت صبر

.................................. گرچه صبری بود به خاطر جبر 1

2 بایــــد از راه دیگــری بگذشت

......................................... چو ز انـدازه بگذرد این صبر

3 کی بروید به دشت ، مخمل سبز

........................................ تا که باران نبارد از دل ابـر ؟

4 دشمن ار در خیال فتنه گری ست

................................... پیش رویند سینه های ستبر 2

5 روبـــــه لاف زن چگونـــــه رود

.................................... بـــه مصاف شجاعت یک ببر ؟

6 هر که خوب است ، قدر او دانند

............................... چه مسلمان بود ، چه رهرو گبر 3

7 بــــر شکست غرور ملّی مـــــا

................................. کی دهـد فرصتی غرور هژبـــر ؟

هژبر پاکزاد

17 دی 1396 خورشیدی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ــ ضرورت و ناچاری

2 ــ تنومند

3 ــ زردشتی

* ــ از دیوان « سپهر سخن »


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

منافع ملّی

چین و روسیه نمی شناسد


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

جزیره های خلیج فارس ایرانی می ماند


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

روسیه پس از دخالت در جزایر سه گانه

اینبار از نام جعلی خلیج عربی استفاده کرد


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

به نام خداوند بخشنده ی مهربان


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

هوش مصنوعی چهره ی سعدی را ترسیم کرد .

سعدی

شاعری بر تارک اندیشه ی جهانی


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

من خودم قبولت ندارم

........ عبدالمجید معادیخواه، دبیرکل بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی، خاطره‌ای را درباره تمایل صادق خلخالی برای نخست‌وزیری و پاسخ اکبر هاشمی‌رفسنجانی به او روایت کرده است: «روزی که امام می‌خواست حکم نخست‌وزیری آقای بازرگان را بدهد، من و آقای‌ هاشمی در زیرزمین مدرسه علوی می‌رفتیم که چیزی بـــه نام ناهار! بخوریم. آقای خلخالی مقابلمان سبز شد و بــــــه آقای‌ هاشمی گفت چرا حاضر نیستی من نخست‌وزیر شوم . ایشان هم با لبخندشان گفتند متخصصان حاضـــر نیستند با شما کار کنند . پس از چند لحظه چانه‌زنی آقای خلخالی گفت تو قبول کن ، همه‌چیز حل می‌شود . آقای‌ هاشمی هم گفت من خودم قبولت ندارم » .


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

تردید نکنید ؛ جزایر سه گانه ، ایرانی است


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

اعتراض دیپلماتیک به شیطنت مسکو


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

کار شعر کشف جغرافیاهای جدید است

شمس لنگرودی :

............. « آخرین پناه هر هنرمندی هنرش است و در مرحله بعد، آخرین پناه آدمیزاد، هنر است. به‌قول نیچه، اگر هنر نبود، واقعیت ما را خفه می‌کرد، ما را از پا درمی‌آورد. علتی که نام هنر خلاقیت هنری است همین است؛ برای اینکه خلقی است در برابر وضعیتی که وجود دارد: خانه‌ای است، مکانی، موقعیتی، سرپناهی، که وقتی از آن می‌گریزی به این خانه پناه می‌بری.

............. هرکسی بنا بر کاری که دارد و ابزاری که در دست دارد، و براساس موقعیتی که در آن قرار دارد، نسبت به اتفاقات کشورش عکس‌العمل نشان می‌دهد. مثلا یک نقاش کارش نقاشی است، ضمیر و جوهر و افکارش نقاشی است، طبیعی است که در برابر مصائب، با همان وسیله‌ای که دارد عکس‌العمل نشان می‌دهد. مثلا در ماجرای سرنگون‌شدن هواپیمای اوکراینی، بسیاری از موسیقیدان‌های ما قطعه‌ای ساختند. شاعران هم شعر گفتند. من هم، هر حادثه‌ای که رویم تاثیر عاطفی بگذارد، عکس‌العمل عاطفی نشان می‌دهم. عکس‌العمل من وقتی است که یک رویداد در من تاثیر عاطفی بگذارد، مثلا راجع به مرگ بکتاش آبتین، عکس‌العمل نشان دادم. برای اینکه بکتاش دوست نزدیک من بود و مسائل او، مسائل من بود. مصائب او، مصائب من بود.

............... واقعیت این است که مدت‌هاست که نگاه من به شعر رودکی بیشتر جلب شده؛ به‌ویژه آنجا که می‌گوید: «هموار کرد خواهی گیتی را؟/ گیتی است، کی پذیرد همواری!» این روزها به این شعر بیشتر باور دارم. اینکه آیا امیدی به بهبودِ جهان دارم یا خیر، می‌گویم نه! من مدت‌هاست نورِ رستگاری بر جبینِ این دنیا نمی‌بینم. جهان پیشتر ساده‌تر بود، علت و معلول‌های مشخص و روشن‌تری داشت، انسان قرار بود بعد از رنسانس، بعد از انقلاب صنعتی با ورود تاریخ به مدرنیته، حرمتی پیدا کند، حقوقی برای انسان به وجود بیاید، از حالت چوپان‌رمگی خارج شود، اما تلاش‌ها به نتیجه‌ای نرسید، همه‌چیز پیچیده‌تر شد؛ می‌توان اینطور گفت که انسان به زاییده‌ای از جهان تبدیل شده. گردانندگان جهان، دارندگان ابزار تولید و سیاستمدران هستند و انسان وسیله‌ای است برای زندگی آنها. اینها درکی است که من از جهان امروز دارم. پیشتر هنر همواره امکانی برای سبک‌ترکردن بارِ سنگین زندگی بود، اما هنر هم توسط این دو نیرو بلعیده شده و به عوام‌گرایی کشیده شده است. این را ماریو بارگاس یوسا در یک مقاله تحقیقی به درستی بیان کرده: هنر هم، البته نه همه جوانب هنر و نه همه هنرها، هنری که توده‌های عظیم مردم، به‌ویژه ‌بخش عظیمی از روشنفکران، که می‌توانند بار سنگینی از شانه خود بردارند، آن هنر هم به ابتذال فروغلتیده است. روزبه‌روز هنرِ اصیل به انزوا کشیده می‌شود و انسان هم همان‌ شکلی شده که هایدگر -که خودش زاییده‌ای از هیتلر بود- می‌گفت: انسان موجودی است پرتاپ‌شده در هستی. انسان درحالِ غرق‌شدن است. می‌دانم اینها بدبینانه است، اما مسائل من، فردی نیست. من آن نورِ رستگاری را بر جبینِ این کشتی نمی‌بینم. پیشترها فکر می‌کردم درست خواهد شد، اما این سیاستمداران و دارندگانِ بازارِ تولید، ول‌کن نیستند؛ و با قدرت‌گیری بانک جهانی، اقلیتی بر اکثریت ناتوان حکومت می‌کنند. با وضعیت دیجیتالی هم که به وجود آمده، آنها عملا به‌طور کامل بر گستره زندگی بشر سوار شده‌اند، طوری‌که ‌انسان سخت می‌تواند به اخلاق انسان‌مدار و آزادی و فردیت دست پیدا کند؛ انسان به گله گوسفندی مدرن تبدیل خواهد شد. البته همه اینها، در آینده برای کل جامعه بشری است؛ برای فرد نیست. چون هر فرد شاید بتواند رویکردی به معنای زندگی داشته باشد که یک‌جوری وضعیت را برای خودش قابل تحمل کند. این همان نگاه حافظ به هستی است. نگاه حافظ شاید می‌تواند گره‌گشا باشد. تصور می‌کنم اگر سعادتی در آینده مقدور و ممکن باشد، فردی است؛ و از طریق نوعی رویکردی خوشخویانه به هستی، و از طریق هنرِ متعالی است.

.............. آن چیزی که تاثیر مخرب یا منفی بر شعر می‌گذارد، شبکه‌های مجازی نیست، نوعِ زندگیِ انسان امروز است. نوعِ نظام‌های سیاسی حاکم بر کشورها است. زندگی و تاریخ به سمتی می‌رود که از حوزه تاثیرگذاری‌اش کاسته خواهد شد. شعر در سینما و موسیقی و هنرهای دیجیتال حل خواهد شد. این شعر است که باید خودش را با مجازِ جهان منطبق کند. اما اینکه تصور من از جامعه بدون شعر چیست باید بگویم احتمالا جامعه‌ای شاعرانه؛ چون وجود هنر از جمله شعر به سببِ فقدانِ زندگیِ شاعرانه است. فلسفه وجودی هنر و شعر، فقدانِ زندگی شاعرانه است. زندگی بدون شعر، زندگی خشک و بی‌طراوتی است که واقعیت از ما چوبِ خشکی می‌سازد. چنین جامعه‌ای بدون شعر نخواهد بود. شعر نتیجه این خشکی است. و در چنین جامعه‌ای شاعران در کنار دیگر هنرمندان، زبانِ جامعه بی‌زبان خواهند بود.

.............. کار شعر -که مبتنی بر تخیل است- رفتن به‌سوی فراسو‌ها برای کشف جغرافیاهای جدید است. وقتی نوشته‌ای شعر شمرده می‌شود که این کشف جغرافیاها، شاکله‌ای به خودش بگیرد، وگرنه می‌شود هذیان. کار شعر، درواقع، کشف جغرافیای جدید، و فراتر از آن، ایجادِ جغرافیای جدید برای زندگی‌کردن است. اما در طول دوران شاعری‌، سانسور مانعی بزرگ بوده است. سانسور چند کار می‌کند، یعنی چند جنبه مخرب دارد: یکی جنبه مستقیم سانسور است، و دیگری خوکردن با نوعی زندگی سانسورشده که به‌مرور خودش را در زندگی جا می‌دهد. این خطرش از اولی بیشتر است. اولی رو و برهنه است، اما دومی معلوم نیست و آدم نمی‌داند تخیلی که دارد، چقدرش با جوهره سانسور آمیخته است. من نمی‌دانم که در این جست‌وجوهایی که به فراسوها رفته‌ام، چقدر به سانسور آغشته بوده‌ام. ما بیشتر سانسورهای مستقیم را می‌بینیم. آیا در این سال‌ها، زمان‌هایی بوده که نگذاشته باشد شعر دلخواهم را بگویم؟ بله، فراوان! و بوده وقت‌هایی هم که بعد از اینکه شعر گفته شد، تو باید تصمیم می‌گرفتی که چه کنی؛ چون جامعه هم به‌نوعی به خودسانسوری مبتلا شده است. و تو نگاه می‌کردی که جامعه این کلمه یا عبارت را می‌پذیرد یا پس می‌زند. به‌هرحال، سعی من این بوده که همواره هرجوری‌که در روح و زندگی‌ام می‌گذشت، شعر بنویسم. آیا واقعا این بیرون از سانسور بوده، گمان نمی‌کنم. نه من، نه هیچ‌کس دیگر! چونِ زندگی ما در تمام این سال‌ها آغشته به سانسور بوده است.

.............. هستی بر تنازعِ بقا استوار است و هر موجود زنده‌ای در مقابله با دشمن قرار دارد؛ منتها هرکسی یک‌جوری مواجهه می‌شود: یکی با جنگیدن، یکی با تسلیم‌‌شدن، یکی با کنارآمدن، یکی با گریز از دشمن. اگر تنازعِ بقا نبود، هنر موضوعیتی نداشت. موضوعیتِ هنر درواقع برای همین مواجهه با بخشی از واقعیت است که مقوله دشمنی هم در آن قرار دارد. اما اینکه دشمن در کجای شعر من قرار دارد، خودِ من نمی‌دانم. چون در تمام خطوطِ هنر به گونه‌ای دشمن حضور دارد، اما به چه صورت؟ فکر می‌کنم در جاهای مختلف سطور به گونه‌های مختلفی حضور دارد. مثلا بر من مشخص نیست دشمنی به نام سانسور در کجاهای کارم و به چه صورتی پنهان است. برای اینکه سانسور هم در طولانی‌مدت آرام‌آرام جزوِ خودِ آدم می‌شود و آدمی با آن خو می‌کند؛ اگرچه می‌خواهد از آن فرار کند یا با آن مقابله کند و نمی‌خواهد آن را بپذیرد. و بعدها اگر از دور بخواهی به این دوره‌ها نگاه کنی، آن موقع است که متوجه می‌شوی بخشی از حرف‌ها را نزده‌ای. سانسور فقط برای هنرمند نیست. بسیاری از مردم در طول این سال‌ها به فرهنگِ سانسور و خودسانسوری خو کرده‌اند. سانسور خوره‌ای است که روح را می‌خراشد و می‌تراشد- هرچه جامعه در سنت غوطورتر، سانسورپذیرتر.

.............. کار هنر از جمله شعر، روشنگری نیست! کار جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی روشنگری است. حتی کار فلسفه هم به یک معنا روشنگری نیست! هرکدام از اینها، حوزه‌های کاری مختلفی دارند. شعر، اتفاقا از آنجایی آغاز می‌شود که تمام تلاش برای روشنگری به نتیجه دلخواه نمی‌رسد و سرگشتگی و شیدایی، و درواقع پرسش‌هایی بی‌پاسخ باقی می‌ماند. شعر درست از اینجا، از این نادانستگی (البته نه از نَدانستگی) آغاز می‌شود؛ بنابراین نباید از شعر انتظارِ روشنگری داشته باشیم، امکان دارد از پیامدهای شعر هم روشنگری باشد، اما قصد شاعر و قصد شعر روشنگری نیست! برای روشن‌ترشدن موضوع، یک مثال می‌آورم: سعدی یکی از موثرترین شخصیت‌های ادبی در انقلاب فرانسه بود. تاثیرِ او آنقدر زیاد بود که بسیاری از مردم و روشنفکران، نام بچه‌هایشان را سعدی می‌گذاشتند. نام رییس‌جمهور انقلابی دوم فرانسه، سعدی لوکارنو بود. اما به پاس شعرهایش نبود، بلکه به پاس نثرهایش بود؛ آن حرف‌های حکیمانه‌ای که سعدی گفته بود، سفارش‌هایی که به پادشاهان می‌کرد، حرف‌هایی که درباره خردمندان می‌گفت و… این حرف‌ها بود که سعدی را در فرانسه سعدی کرده بود. چنانچه در آن عهد، شعرهای زیادی از عطار هم ترجمه شد و محبوبیت یافت، اما نه در انقلاب، بلکه در عرصه شعر؛ به‌طوری‌که لویی آراگون تحت‌تاثیرش بود و از او نام می‌برد. کار هنر، از جمله شعر، روشنگری نیست، همدلی در فقدان است ».

گفت و گوی روزنامه ی آرمان امروز با شمس لنگرودی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

جزایر سه گانه ی خلیج فارس

همیشه در آغوش میهن می ماند

............. بیانیه عجیب کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و روسیه در ارتباط با جزایر سه‌گانه ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کورچک، با واکنش انتقادی وزارت خارجه کشورمان همراه شد. انتشار بیانیه اخیر که با همراهی روسیه بوده، از این بُعد کــــــــــــــه سطحی قابل تامل از تنش‌زدایی فضای منطقه خاورمیانه را در ماههای اخیر در بر گرفته است، تا حدود زیادی عجیب به نظر می‌رسد. سخنگوی وزارت امور خارجه مطالب مندرج در بیانیه مشترک کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و روسیه در خصوص جزایر سه گانه ایرانی را مردود دانست. ناصر کنعانی اظهار داشت: این جزایر تعلق ابدی بـــــــــه ایران داشته و صدور اینگونه بیانیه‌ها با روابط دوستانه ایران و همسایگان مغایرت دارد. سخنگوی وزارت امور خارجه افزود: جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر استمرار سیاست حسن همسایگی و احترام متقابل، توسعه و ثبات منطقه را مسئولیت جمعی کشورهای منطقه می‌داند.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

کمک های فوق العادّه و مؤثّر

حسین هاشمی ، دبیرکلّ حزب کارگزاران سازندگی ایران :

« با اين عدم نيازي که در نظام وجود دارد حتي اگر آيت‌الله هاشمي رفسنجاني هم در قيد حيات بودند از همکاري و کمک‌هاي فوق‌العاده و مؤثر ايشان استفاده نمي‌شد؛ کمااينکه در سال ۸۸ به ايشان و آخرين خطبه نماز جمعه ايشان هيچ اعتنائي نشد. آيت‌الله هاشمي زماني مؤثر بودند که نظام رسمي کشور خود را نيازمند همراهي ايشان و يا حداقل بهره‌گيري از مشاوره ايشان مي‌دانست » .


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک