کوپال
 

تعداد بازدیدکنندگان آنلاین: 0

1-مــــــــــن شمیم نو بهاران ؛ مظهر آرامشم ؛ دنیای صبرم


مــن دلیر پهنه های مهربانی ؛ دشمن بیداد و جبرم


2-شیرصحرای شعورم؛سرفرازم؛چشمه ی احساس و شورم


مرد کوهستان عشقم؛آهنینم؛درکشاکش ها چو ببرم


3-صد ریا گــــــــــــــر آتش افروزد که جان و دیدگانم را بسوزد


صدسپرچون سنگری می سازم ازاین سینه ی سبزوستبرم


4-در سراشیب گناهم ، می شود فرمانبری ها تکیه گاهم


می روم باشمع مهرش،چون مسلمانم؛نه ترسایم نه گبرم


5-می خروشم همچو دریای خروشان تا بلندای رهــــــایی


در مصاف زندگانی ، سینه عریان ، صخره ی ایمان و صبرم


6-همسفر با آرزوها ، می شتابم ؛ می کنم بس جستجوها


شامگاهان ، آذرخشم ؛ درپگاهان ، باد و بارانم ؛ چو ابرم


7-من مگــــــر روباه بیمارم که بر ته مانده ی شیران نشینم


من جلودارم ؛ سخن ساز دیارعشق و عـــــرفانم ؛ هژبرم





هژبر پاکزاد
2 / 10 / 1370 خورشیدی


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آذر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

شب یلدا یا شب چلله با طلوع نخستین روز زمستان به پایان می رسد

و به دلیل افزایش درازای روزها پس از آغاز زمستان ،

شب یلدا را شب تولّد خورشید می نامند .

آیین باستانی شب یلدا مبارک باد


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آذر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

هژبرخان بزرگ و کوپال جان !

یلدایتان مبارک باد .


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آذر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

من کوپالم

.......... من کوپالم ؛ رسانه ای کوچک که دوست دارم بــــــــه سوی

خوبی هــا پرواز کنم . ممکن است اشتباه کرده باشم ، ولی عمدی

نبوده است.آنان که بدبین و کژ اندیشند مرا نمی تابند و تا می توانند

سرزنشم می کنند . می گویند انتقاد ناپذیــرم . می گــــویم نقدهای

اصلاحگر روی دیدگانـم جای دارند ؛ امّا توهین و تخریب ، نقد است ؟

می آیند با نام های جعلی مطالبی می نویسندکه جز حذف چاره ای

ندارم . آیا درست است نوشته ای را که در آن به پیامبر عظیم الشّأن

توهین شده است حذف نکنم ؟ می نویسند پیاپی از آخوند تعریف ــ

می کنم . آیا نوشتن از آیت الله جوادی آملی کــه هماره سوی مردم

ایستاده ، ناشایست است ؟ آیا خوبی ها را باید نادیــده گرفت ؟ در

در هر قشری خوب و بد هست . آیا آیت الله هاشمی رفسنجانی که

کتاب امیر کبیر را نوشته بی سواد است ؟ من سعی کــرده ام از هر

قشری بنویسم . از امـــام علی ع ، پیشوای بی همتای مسلمانان ،

از جان اف کنــــدی رئیس جمهور آمریکا ، از دلیپ کمار ، افسانه ی ــ

سینمای هنـــد ، از پروین اعتصامی ، برترین زن سراینده ی شعر ، از

مشهدی رخساره ، پیر زن دانای روستای چنارلـق و ... آیا معنی اش

یک پارادوکس است ؟ می گویند باید همیشه از شما تعریف کــــرد ؟

عرض می کنم که خیر ؛ ولی بی انصافی، خردمندانه نیست . گاهی

محکومم می کنند که همراه مردم نیستم و رنج هــای آنان را درک ــ

نمی کنم . من که تلخ ترین رویداد بشری را تجربه کـــرده ام ، چگونه

غم های هم میهنانم را نمی فهمم ؟من که در میدان دردم بی گمان

درد آشناترینم . می نویسند با این انتقاد ناپذیری است که « کوپال »

طرفدار ندارد . می گویم نگاهی به منطقه بیندازید خواهید دید کـــــه

با عشق پیش می روم . در این راستا دوستانی هستند کــه یک تنه

کار یک ایل می کنند . اگــر قرار ایراد گیری باشد به آسانی می شود

از همگان ایـــراد گرفت و خود را بی ایــــــراد نمایش داد و یک طرفــه

محکوم نموده ، حکم صادر کـــرد ؛ امّا بهتر این است سنجش همه ــ

جانبه ای را در نظر گرفت . من از کسی که جای تعریف دارد تعریف ــ

می کنم کـــــه نظر من است و تلاش می کنم صادقانـــه باشد . من

کوپالم ؛ ساده و صمیمی ؛ بی ریای بی ریا ....

....................................................... هژبر پاکزاد

............................................... 30 آذر 1402 خورشیدی


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آذر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد

درود بر همه دوستان،یاران و دنبال کنندگان کوپال

غمی بر دل همه ما نشست که تار و پودمان را به درد آورد

نمی دانم،نمی دانم چگونه می شود ادامه داد،آیا قطره جاگزین دریا خواهد شد؟قطعا خیر،اما تا لحظه ای که قلبم بتپد،راه پدر را در این دانشگاه،ادامه خواهم داد.

تشکر می کنم از ابراز لطف همه بزرگان،در نظرات،در تماس ها که نشان دادند هر کدام به تنهایی،کوهی از عظمت هستند.

فعالیت این وبلاگ مجددا ادامه خواهد داشت

و این غیبت

به دلیل سوگ بی مانند و غیر قابل پذیرش از دست دادن پدرم،هژبر خان بزرگ،به دلیل سهل انگاری ها و در عین حال بی دلیل

بود .

از همه بزرگان تشکر می کنم و امیدوارم بتوانم گوشه ای از ظرافتِ توانایی های پدرم را درج نمایم .

شایان

1402/09/15


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک