کوپال
 

تعداد بازدیدکنندگان آنلاین: 0

1-مــــــــــن شمیم نو بهاران ؛ مظهر آرامشم ؛ دنیای صبرم


مــن دلیر پهنه های مهربانی ؛ دشمن بیداد و جبرم


2-شیرصحرای شعورم؛سرفرازم؛چشمه ی احساس و شورم


مرد کوهستان عشقم؛آهنینم؛درکشاکش ها چو ببرم


3-صد ریا گــــــــــــــر آتش افروزد که جان و دیدگانم را بسوزد


صدسپرچون سنگری می سازم ازاین سینه ی سبزوستبرم


4-در سراشیب گناهم ، می شود فرمانبری ها تکیه گاهم


می روم باشمع مهرش،چون مسلمانم؛نه ترسایم نه گبرم


5-می خروشم همچو دریای خروشان تا بلندای رهــــــایی


در مصاف زندگانی ، سینه عریان ، صخره ی ایمان و صبرم


6-همسفر با آرزوها ، می شتابم ؛ می کنم بس جستجوها


شامگاهان ، آذرخشم ؛ درپگاهان ، باد و بارانم ؛ چو ابرم


7-من مگــــــر روباه بیمارم که بر ته مانده ی شیران نشینم


من جلودارم ؛ سخن ساز دیارعشق و عـــــرفانم ؛ هژبرم





هژبر پاکزاد
2 / 10 / 1370 خورشیدی


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آذر ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک