کوپال
 

تعداد بازدیدکنندگان آنلاین: 0

زندان تنهایی

......

میـــــان آشنــایان این غم نا آشنــــایی را

که را گویم که میگیرم سراغ آشنـــایی را

.....

ز بیـــــداد جداییها جوانی از بــــرم بگریخت

کنون تاراج پیری اقتضا دارد جدایــــی را

.....

دل دیوانه ام چون گل که آنسان دلربایی داشت

به پای آرزو پرپر نمود آن دلــــــربایی را

.....

در این غمخانه ای ایران غریبیهای من بنـــگر

که در روز تو می جویم نشان روشنــایی را

.....

مرا با ایــــــن وفاداری که باشد رسم و آیینم

سزاوار است کز یاران ببینم بی وفــایی را؟

.....

چرا با من ریا ورزند آنــــانی که میـــــــدانند

گریزان از ریایم؛ دوست دارم بی ریایــی را

.....

مرا بـــــال و پری باید که از زندان تنهـــایی

به پرواز آیم و جویم در آزادی، رهایــی را

.....

اگر در آسمان هم سنگ محنـــت بر سرم ریزد

جدا هرگز نمی سازم ز خود عشق خدایی را

.....

به جز درگـــــاه بی همتای تنها سر نمی سایم

که میبینم در آن، شان و شکوه پارسایی را

.....

گدای در گهت هستم خدای حـــــامی پاکان!

مباهات فراوان میکنم من این گدایــی را

.....

هــــــژبر سوته دل سنگینی کوهی به جان دارد

خدایا! از تو میخواهد رموز رهگشایـــی را

.....

هژبر پاکزاد

2 آبان 1362 خورشیدی

  • از کتاب گوهر پارسی

نوشته شده در تاريخ جمعه دهم فروردین ۱۴۰۳ توسط هژبر پاکزاد

فرارسیدن نوروز پیروز باستانی مبارک

...

فرا رسیدن نوروز پیروز باستانی که یادگار بزرگ

و بی مانند کهن روزگاران تاریـــخ بشری ست و چون گــوهــری

تابان بـر تارک تمدّن افتخار آمیز می درخشد و در دل های پاکان

و اندیشمندان ایران زمین بالانشین است ، سرفرازم کـه خدای

نــوروز آفرین و آغازگر همه ی خوبی ها توان داده تــــا با بهترین

آرزوها و با بی ریایی برخاسته از معرفت آموزی های پدر و مادر

والا گــــوهرم ، بـر پیران و جوانان خلخالی و همروستایی هـای

پرمهرم ، با یاد خیری از رفتگان سرزمینم کـه بنیادهای نیکشان

را برایمان یادگار گذاشتند ، تهنیت گـــو باشم و آغاز سال 1403

خورشیدی را شادباش گفته ، برای چنارلق سر بـــــر آسمان ــ

کشیده ، سالی سرشار از همه ی نیک بختی هــا بخواهم . در

این زلالی احساس و پاکدلی کــــه ارمغان والای دادار بیتاست ،

سر بر آستان آسمانی اش می سایم که با نـــوروز بی جانشین

مفتخرمان ساخته و به رغم کوته اندیشی هــــای پاره ای بدبین

و ناتوان از درک درست خواست های پروردگار عالم آرا، می رویم

تا بساط هـــرچه اهریمنی ست برچینیم و بــــر ایران و ایرانی در

لحظه هــــای رستاخیــــز طبیعت ، همزمان با نخستین بـــرآمدن

خورشید فروردینی ، عید فرازمند را تبریک بگوییم .

همروستاییان عزیز چنارلقی و هم سرزمینی هــــــای نجیبم

از برنــدق تا سجهرود ؛ از جعفرآباد تا زاویـه ؛ از آهو تا خساره ؛ از

شال تـــــا گیلوان ؛ از نیمهیل تــــا ایسبو ؛ و از فییین تــا تیل و ...

پیـــروزمند باشید و نوروز پیروز تری را تجربه کنید .

...

هژبر پاکزاد

1فروردین 1403 خورشیدی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم فروردین ۱۴۰۳ توسط هژبر پاکزاد
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک