کوپال
 

تعداد بازدیدکنندگان آنلاین: 0

اینجا ایران است

.......... نمی دانــــــم تازه واردان بی اصل و نسب طالبانی را کـــــه در

سایــــــه روشن بی سیاستی آمریـــکای دچار سردرگمی شده ، چون

کرکسان بر کبوتران سرزمین افغانستان چنگال گشودند ، چه شده کــه

بسان گـــدایان از خدا بی خبـــر ، احساس اعتبار می کنند و در خاوران

کهن بـــوم آزادگان ، این جغرافیای سرافراز سینه ی آسیا با گردنکشی

و آن هیئت پیش از تاریخی شان ، بــــر پاسگاه مرزی ما می تازنــــــد و

جوانان مرزبانمان را به شهادت می رسانند !

........... اگـر آن روزی که اشرف غنی ، مثلاً رئیس جمهور افغانستان با

بی حیایی زبان فرازمند فارسی را از آن دیار خود دانست و گفت: «صبر

ما انــــدازه ای دارد » و از فردوسی بزرگ ، حکیم بلنــــــد آوازه ی توس

شرم نکرد ، تودهنی می خورد یا اگر زمانی که رودخانه ی هیرمند را بر

شوره زارهـــا جاری کردند تا دریاچه ی هامون چون کویری خشک برای

هم میهنان ارجمند و نجیب سیستانی و بلوچستانی ما چهره ی کـریه

دشمن را به نمایش گذارد ؛ دشمنی کــــــه فراموش کـرده آنجا زادگاه

رستم است ؛ همان رستمی که افراسیاب ها را از اریکه ی فرماندهی

سرنگون ساخته ، اقتدار ایرانی را نشان می دادیــم و هزار روستا را از

خطر خشکسالی ، نابــــودی و کــوچ رها می کردیم ، امروز آدم کشان

طالبانی که دیر نیست با غرّش شیر درّه ی پنجشیر ، احمد مسعود بر

دخمه های شایسته ی خویش بیفتند،جرأت نمی کردندجوانان غیرتمند

ما را به خاک و خون کشند.به آنان یادآور می شوم تا بدانند اینجا ایران

است؛همان فلات شکوهمندی که نادر با تبرزینش از درّه سند گذشت

و امروز نیز یاران او تبرزین بر دستند ؛ پس با دم شیر بازی نکنند کـــــه

روباهان لنگ را چه به این خودنمایی های جنایتکارانه !

هژبر پاکزاد

12 خرداد 1402 خورشیدی


نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک