
من کوپالم
.......... من کوپالم ؛ رسانه ای کوچک که دوست دارم بــــــــه سوی
خوبی هــا پرواز کنم . ممکن است اشتباه کرده باشم ، ولی عمدی
نبوده است.آنان که بدبین و کژ اندیشند مرا نمی تابند و تا می توانند
سرزنشم می کنند . می گویند انتقاد ناپذیــرم . می گــــویم نقدهای
اصلاحگر روی دیدگانـم جای دارند ؛ امّا توهین و تخریب ، نقد است ؟
می آیند با نام های جعلی مطالبی می نویسندکه جز حذف چاره ای
ندارم . آیا درست است نوشته ای را که در آن به پیامبر عظیم الشّأن
توهین شده است حذف نکنم ؟ می نویسند پیاپی از آخوند تعریف ــ
می کنم . آیا نوشتن از آیت الله جوادی آملی کــه هماره سوی مردم
ایستاده ، ناشایست است ؟ آیا خوبی ها را باید نادیــده گرفت ؟ در
در هر قشری خوب و بد هست . آیا آیت الله هاشمی رفسنجانی که
کتاب امیر کبیر را نوشته بی سواد است ؟ من سعی کــرده ام از هر
قشری بنویسم . از امـــام علی ع ، پیشوای بی همتای مسلمانان ،
از جان اف کنــــدی رئیس جمهور آمریکا ، از دلیپ کمار ، افسانه ی ــ
سینمای هنـــد ، از پروین اعتصامی ، برترین زن سراینده ی شعر ، از
مشهدی رخساره ، پیر زن دانای روستای چنارلـق و ... آیا معنی اش
یک پارادوکس است ؟ می گویند باید همیشه از شما تعریف کــــرد ؟
عرض می کنم که خیر ؛ ولی بی انصافی، خردمندانه نیست . گاهی
محکومم می کنند که همراه مردم نیستم و رنج هــای آنان را درک ــ
نمی کنم . من که تلخ ترین رویداد بشری را تجربه کـــرده ام ، چگونه
غم های هم میهنانم را نمی فهمم ؟من که در میدان دردم بی گمان
درد آشناترینم . می نویسند با این انتقاد ناپذیری است که « کوپال »
طرفدار ندارد . می گویم نگاهی به منطقه بیندازید خواهید دید کـــــه
با عشق پیش می روم . در این راستا دوستانی هستند کــه یک تنه
کار یک ایل می کنند . اگــر قرار ایراد گیری باشد به آسانی می شود
از همگان ایـــراد گرفت و خود را بی ایــــــراد نمایش داد و یک طرفــه
محکوم نموده ، حکم صادر کـــرد ؛ امّا بهتر این است سنجش همه ــ
جانبه ای را در نظر گرفت . من از کسی که جای تعریف دارد تعریف ــ
می کنم کـــــه نظر من است و تلاش می کنم صادقانـــه باشد . من
کوپالم ؛ ساده و صمیمی ؛ بی ریای بی ریا ....
....................................................... هژبر پاکزاد
............................................... 30 آذر 1401 خورشیدی

