
مثنوی زیبا
آفرین بر شاه شاهان، داریوش
پادشاه بوم ایران، داریوش
…
او سزاوار بزرگی بوده است
بر بزرگی ها بسی افزوده است.
سلام و درود بی پایان خدمت جناب هژبر خان پاکزاد عزیز دلم ، معلم زندگی.
در اول پوزش بنده رو بخاطر غیبت های طولانی بپذیرید و ببخشیدم.(هرچند که غیبت نبوده بلکه کم کاری به جهت پاره ای مشکلات بوده.و البته حاضر در مطالعه ی مطالبتون بودم و هستم ولی متاسفانه نتونستم نظری بدم).
در اینکه مثنوی تون فوق العاده بی نظیر و زیبا هست شکی نیست چون حتی منِ بی سواد هم بعد از خوندنش ضمن اینکه لذت بردم به علم و سواد بالاتون هم پی بردم .
ولی متاسفانه سوادم در حدی نیست که بخوام به جهتِ ادبی بحثی کنم.
ولی میخوام چیزی بگم که توی دلم گیر کرده.
از سال ۵۷ به بعد ظاهرا کمتر کسی جرأت کرده از «شاه و یا شاهان» ایرانی چیزی بگه یا حتی به نیکی یاد کنه و شاید هم نخواسته یا نتوانسته که چنین کاری بکنه و این امر اونقدر پیش رفته که شخصی به نام حسن عباسی ملقب به «استاد عباسی»که کلمه ی استاد رو خودِ بیسواد و همقطارای بیسوادش این لقب رو بهش بستند.
سهراب قوامی لاهیجی
25 آذر 1401 خورشیدی

