
خیری از دنیا ندید
با درود
آقای جهانگیر غفّاری ، خویشاوند عزیزم بــــه ملکوت اعلی
پیوست . بدین مناسبت همدردیم را به نزدیکانش اعلام می کنم .
یادم نمی رود آن سال هـــــای دور که در حال تاخت از اسب بدون
زین در سرازیری پرت شده بودم ، می گفتند گریه می کرد و بـــــر
سر می زد . من همـاره جویای حالش بـــــودم و از تندرستی اش
می پرسیدم . خداوند بــــه خانم شه شه و دیگر بازمانــدگان عمر
باعزّت عنایت فرماید و این عزیز از دست رفته را کـــه خیری از دنیا
ندید و پـدر محترمش ، آقای نصرت و مادر گرامی اش ، رخشنده ــ
خانم را در پناه خویش بگیرد .
هژبر پاکزاد
25 مرداد 1401 خورشیدی

