
هژبر پاکزاد
چنارلق ؛ کَللِه ای ؛ دوشنبه ؛ 24 مرداد ؛ ساعت 8 صبح
همه در انتظار میلاد کودکی بودند تا به غفّار خان ، پدر ارجمندم
و جمیله خانم ، مادر والا گوهرم تبریک بگـویند . مشهدی گلستان ،
مامای هنرمنــــد چنارلق ، ساعت کــــه 8 صبح را نشان داد گفت :
« نوزاد پسر است » .
پدر بزرگ عالیقدرم ، جناب آقای ذبیح الله خوجینی گفت : « نام
نوه ام را هژبر پاکزاد می گذارم » .
شاعر ارجمند خلخال،میرزا محمّد تقی منتخبی که دست و قلمشان را می بوسم سرود:
« هـــــژبرم به دنیا قدم برنهاد ز هستیش یزدان مرا کرد شاد »
هژبر پاکزاد
24 مرداد 1396 خورشیدی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ توسط هژبر پاکزاد
آن پدر بزرگ رفت
آن مادر بزرگ رفت
آن پدر نیز رفت
و آن مادر نیز هم،
آن فرزند نیز رفت و هزاران افسوس ...
و فقط یاد ماند و خاطرات ...
چه دنیای بدیست...
پدر عزیزم،
به نقل قول از جناب شاپور تهرانی:
به دامنت نرسد دست کس که جلوه ناز
تو را به بام فلک برد و نردبان برداشت
شایان پاکزاد
1 بهمن 1402 خورشیدی

