کوپال
 

تعداد بازدیدکنندگان آنلاین: 0

انتظار خسته

1 عشق سرشارت دلم را می برد

قطره ای هستم ؛ به دریا می برد

2 آرزوهــــایم بـــــه دنبالت مرا

دمبــــدم بالای بالا می بــــرد

3 نقش زیبایت نگاه حسرتــــم

سوی هر نقش دل آرا می بـرد

4 انتظار خسته ام ، احساس من

تـــا دل انــــدوه دنیا می بـرد

5 سوز تنهایی ، دل صد پاره ام

بی تــــو بنگر تا کجاها می برد !

6 هــــر نسیم یاد تـــــو ، آه مرا

تا بلنــــدای ثــــریّا می بــرد

7 بی تو کوپالـــم ! فراق فتنه گر

محنتم را هم به یغما می برد 1

8 یـــاد رویت این هژبر سوته دل

جانب گل هــای زیبا می برد

9 لحظه لحظه این دل دیوانــه را

شوق دیدارت بــــه فردا می برد

هژبر پاکزاد

15 مهر 1391 خورشیدی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ــ حتّی نمی گذارد غمگین باشم !

* ــ از دیوان « افسانه ی کوپال »

نوشته شده در تاريخ جمعه سوم مرداد ۱۳۹۹ توسط هژبر پاکزاد


نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم دی ۱۴۰۲ توسط هژبر پاکزاد
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک